دیدی..... چه جوری گیر می کنه ..... به مردم... اصطکاک.... چسبندگی لعنتی... داغ می شه... آب می شه... تموم.... نه... ولی دیگه اون نیس............ دیگه 2+2 خودمون نیس.... میخوان بفهمن 2 چیه.. 2 هست؟.. نه 2.4 ه!.. تازه معلوم نیست..... HHHHHHHHH.... دارن شورشو در میارن.. چرا نمی تونیم اون چیزی که می خایم..؟؟!!!... دارن اذیت می کنن.... کسایی که دوسمون دارن... م؟ دوسمون...؟..... . . . . . . . . .ولی می رم.... تا تهشو.... گیرم خسته ای... گیرم...~ ... . . . .
(اینجا).. (نزدیک گوشت)... (توی سرت)..
(اینجام)..
(پیشتم.. همیشه....)
مواظبم...
آروم بخواب.... باید آروم بگیری... بت احتیاج دارم......... پس بخواب... بیرونو نگاه نکن.. فکر ن... الان نه.. نوبت منه که کار کنم... خسته نیستم...
دست کم الان نه........
پس آروم باش..
(اینجا).. (نزدیک گوشت)... (توی سرت)..
(اینجام)..
(پیشتم.. همیشه....)
مواظبم...
آروم بخواب.... باید آروم بگیری... بت احتیاج دارم......... پس بخواب... بیرونو نگاه نکن.. فکر ن... الان نه.. نوبت منه که کار کنم... خسته نیستم...
دست کم الان نه........
پس آروم باش..

ببین......
کی می شه...؟
می شه؟.... می ذارن؟..
غرق..~
قول بده..
که فرار کنیم
که غرق...
قول بده که برسیم~~...
+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386هنگام 10 بعد از ظهر  به دست مه زد یار
|

